ECM و استراتژی های BPM

آشفتگی ECM و استراتژی های BPM

تنظیم ECM یا اجرای BPM ساده به نظر می رسند. در هر صورت، شما می خواهید محتوای خود یا فرآیندهای خود را مدیریت کنید. برای حصول این اهداف شما کارشناس استخدام می کنید، ابزار تهیه می کنید و پروژه ی جدیدی احداث می کنید.

پنج رکن اصلی برای شکست یا موفقیت ECM/BPM تعیین شده است ولی با این وجود آیا استراتژی ها با محوریت این ارکان به صورت صحیح عمل می کنند؟ در پایان من احساس می کنم که انتخاب های نادرستی انجام داده ام و ارکان های نادرست را در مرکز استراتژی های مان قرار داده ام.

تکنولوژی

بسیار معمول می باشد که از تکنولوژی به عنوان یک راه حل برای حل آشفتگی و هرج و مرج استفاده کرد. شاید به جز برخی از موارد همانند انقلابی که اپل با وجود آوردن تاچ به وجود آورد، در بیشتر موارد تکنولوژی تجارت را دنبال می کند اما ممکن است این کار پایان خوشایندی نداشته باشد. به خاطر داشته باشید که تکنولوژی در بسیاری از موارد به کمک شما می آید اما نه در همه موارد. شاید دوباره این سوال را از خود بپرسید که آیا برای انجام برخی از کارها به تکنولوژی احتیاج هست؟ یا فقط برای برخی از کارهای خاص ؟ یا کارهای کلیدی و مهم؟ یا اینکه همه کارها؟

افراد

در این جا مشکل بسیار اساسی وجود دارد، افراد یا به عبارتی دیگر کاربران کسب و کار و کارکنان فنی، چه آن ها خیلی زیاد باشند چه خیلی کم، زمان آن فرا رسیده که ما کار درست را انجام دهیم. از طریق BPM/ECM ما این مشکلات را می توانیم حل و فصل کنیم. برای مردم معمول نیست که هدف قرار بگیرند. حتی غیر قابل توجیه هم نیست که هدف قرار بگیرند. درست به کار بردن راه حل های ECM/BPM به شما این امکان را می دهد که افراد خود را در محدوده ی خاصی مدیریت کنید.

فرآیند

زمانی که یک فرآیند به صورت درست عمل نمی کند، ما باید این فرآیند را تغییر دهیم و با انجام این کار باعث می شویم که افراد کار خود را به صورت بهتری انجام دهند و مدیران تصمیمات درستی را اتخاذ کنند. این که شما همیشه باید مراقب این مسئله باشید که همیشه نیازمند تغییر فرآیند as-is نیستید بسیار حائز اهمیت می باشد. بیشتر اوقات سازمان ها بعد از تغییرات انجام شده در فرآیندها به صورت طبیعی دوباره به شیوه فرآیند قدیمی خود عمل می کنند. اگر به اطراف نگاه کنید شاید به ذهن تان برسد که فرآیند به درستی دارد انجام می گیرد، ممکن است مشکلات در بخش های دیگری باشد. پیاده سازی یک فرآیند در BPM میتواند فرآیند as-is باشد و لزوما هم کاری که شما مجبورید انجام بدهید نیست.

مدیریت

اگر تمام موارد بالا شکست خوردن پس مشخص می شود که مدیریت و سبک مدیریتی دارای مشکل می باشد و شما باید آن را تغییر دهید. آیا شما مطمئنید که تغییر دادن آن مثبت خواهد بود؟ تغییر ممکن است پایدار باشد ولی هر تغییری دارای پیامد مثبت نمی باشد. اگر آن را (مدیریت) را دموکراتیک، استبدادی و یا موقعیتی در نظر بگیریم این سبک ممکن است برای کسب و کار شما یکی از بهترین ها باشد.

محتوا

ما در این بخش در مورد مدیریت محتوا صحبت نمی کنیم بلکه در مورد خود محتوا به صورت جداگانه ای به بحث می پردازیم. بسیاری از پیاده سازی های استراتژیک بر روی خود محتوا تمرکز کرده اند. داشتن محتوای خوب به اندازه ادا کردن حق خود محتوا مهم می باشد. اطلاعات زیاد شناور در اکو سیستم سازمان به اندازه که اطلاعات کم  به سازمان آسیب رسانده و باعث آشفتگی سازمان می شود.

سیستم های ECM/BPM در این زمینه نیز به کمک می آیند

زمان هنوز قضاوتی در رابطه با اینکه چه شیوه ها و فرم ها پایدار می مانند نکرده است، در دنیایی که دیجیتال در آن لحظه به لحظه رشد می کند این موضوع بدون شک بسیار مهم است. آیا این تکنولوژی، فرآیند، مدیریت، افراد و محتوا ی شماست؟ آینه جادویی پاسخ این سوال تان را نمی تواند به شما بدهد ولی تفکر و تامل درونی پاسخ صادقانه ای به شما خواهد داد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در حوزه مدیریت فرایند حتما در دوره های آموزشی مدیریت فرایند BPM شرکت تاران شرکت کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *